تبليغاتX
انار نقره ای

انار نقره ای

در دل انار سرخ خون است و در انار نقره ای باران...

 

دلم می خواد پایان این وبلاگ رو اعلام کنم اما به دو دلیل اینکارو نمی کنم

۱.همیشه با حذف وبلاگها مخالفت کردم(کار مزخرفی بود اصلا هم به من ربط نداشت که دخالت کنم)

و ممکنه دلم بخواد اینجا بنویسم

۲.از توضیح دادن خوشم نمیاد.دوست ندارم کسی فکر کنه که ناراحتم و مجبور بشه کامنت عمومی

و خصوصی بذاره یا زنگ بزنه و بگه چته؟

 

خب من خیلی هم خوبم اما اینجا دیگه نمیشه نوشت

دیگه نمی تونم بازی کنم یا تصویرهای خنده دار بکشم

بدتر از همه اینکه نمی تونم اینجا حرف بزنم چون باعث نگرانی یا ناراحتی یا واکنش شما میشم

شاید یه جای دیگه یه انار سبز سفید یا بنفشی چیزی ساختم و از اول شروع کردم

شاید هم برگردم همینجا

فعلا فقط دوست دارم نقاشی کنم ...کتاب بخونم ...برم سفر ...درس بخونم و ... حالم خوبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 9:45 PM  توسط نسترن  | 

 

این پست در جواب پست قبل گذاشته شد(یه چیزیه بین خودم و خودم)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 11:35 PM  توسط نسترن  | 





دوست دارم با همه دعوا کنم 

نقاشیهام دیگه دخترهای آروم بی تحرک نیستن مردهایی هستن که فریاد میزنن

کمک نمی خوام . می خوام برم



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 2:17 PM  توسط نسترن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:53 AM  توسط نسترن  |